عکس دل و جیگر سیاه میزنن رو پاکت سیگار که به خیال خودشون ما رو ترک بدن …
مَشتی ما اگه دل و جیگرمون نسوخته بود که سمت سیگار نمیرفتیم …
.
.
بهم گفت کمى از حال و روزت بگو و من سکوت کردم و سکوت کردم و سکوت کردم
اونقدر سکوت کردم که مطمئن شدم چیزى رو از قلم ننداختم !
.
.
اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی میکردن
یه عده دنگی دنگی توپ دولایه میخریدن
مامان های مهربون با آب سرد کهنه بچه میشستن ، بوی نون پنیر و نارنگی تو کیفای مدرسه …
همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه بزرگ شدیم !
.
.
مادرها اگه منطق داشتن مادر نمیشدند ، نمیشود با منطق انقدر عاشق بود !
.
.
آهای روزگار !
برایم مشخص کن این بار کدام سازت را کوک کرده ای تا برایم بزنی !
می خواهم رقصم را با سازت هماهنگ کنم …
.
.
پهلوانان نمیشینند ؛ آبجی شما بیشین که بچه بغلته !
.
.
بهترین آدمهای زندگی شما آنهایی هستند که چایتان پیش هم یخ کرده است !
.
.
.
.
وقتی کسی در کنارت هست ، خوب نگاهش کن :
به تمام جزئیاتش
به لبخند بین حرف هایش
به سبک ادای کلماتش
به شیوه ی راه رفتنش ، نشستنش
به چشم هاش خیره شو
دستهایش را به حافظه ات بسپار
گاهی آدم ها انقد سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند …
.
.
مهم نیست در چه سنی باشم ، هر زمان چیز جدید یاد میگیرم دلم میخواهد فریاد بزنم : مامان بیا نگاه کن !
.
.
کاش خوشبختی هم مثه مرگ حق بود !
.
.
رمانتیک ترین داستان عاشقانه قصه رومئو ژولیت نیست که با هم مردند بلکه قصه پدربزرگ و مادربزرگیست که به پای هم پیر شدند !
.
.
به جز خـــــــــــــــــــدا کسی رو داری بهت بگه : “من باهاتم” ؟؟؟
.
.
تلفن همراه پیرمردى که توى اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد …
پیرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد ، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند …
رو به من کرد و گفت ببخشید ، چی نوشته ؟
گفتم نوشته “همه چیزم” ؛ پیرمرد : الو ، سلام عزیزم …
یهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زیبا و قدیمى به من گفت : همسرمه … مادر بچه هامه …
.
.
مادر ! من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ، زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من …
.
.
آدم نیمرو باشه ولی دورو نباشه …
.
.
آدم هزاران متر زیر خط فقر باشه اما ۱میلیمتر هم زیر خط فهم نباشه !
.
.
نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادر …
.
.
شناسنامه رو بی خیال !
محلِ تولد من ، آغوش گرم و پر محبت توئه مـــــادر …
.
.
بنی آدم اعضای … میگه بنی آدم … خیلی هارو شامل نمیشه !
.
.
سخت نگیر
نه زندگی رو
نه یخه ی ما رو
حالام ول کن (یخه رو عرض میکنم) …
ما از شما یه دل دزدیدیم که در اسرع وقت پستون میدیم ، شما از ما یه دلیل دزدیدین که اگه پسمون ندین نمی دونیم به چه دلیل باس زندگی کنیم !
.
.
بر عکس فلش مموری ها که روز به روز کوچکتر می شوند و پرظرفیت تر بعضی آدم ها روز به روز بزرگتر میشن و بی ظرفیت تر !!!
.
.
.
.
من به عشق در یک نگاه اعتقاد دارم چون در اولین نگاه زندگیم مادرم رو دیدم !
.
.
شرمنده میکند فرزند را!!!دعای خیر مادر…در کنج خانه ی سالمندان…!!!
.
.
عمریست که من عابر این راه غریبم
جز سایه ى خود همسفرى بیش ندیدم
.
.
به سلامتی اونایی که روز قیامت فقط زمین ازشون شاکیه ، اونم به خاطر سنگینی معرفتشون !
.
.
توی دوره و زمونه ایی که یه پسر ۱۶ ساله با ۴۰ کیلو وزن و یه ماشین شاسی بلند ، میشه مرد رویاهات…. ما همون نامرد باشیم بهتره..
.
.
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .
.
.
دست پر مهر مادر تنها دستی است که اگر کوتاه از دنیا هم باشد ، از تمام دستها بلند تر است . . .
.
.
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن ، کوچک و کوچک تر میشود . . .
ولی پدر . . .
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست . فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد . . .
بیایید قدردان باشیم . . .
به سلامتی پدر و مادرها
نظرات شما عزیزان:
|